من خدا را دارم
کوله بارم بر دوش
سفری میباید
سفری بی همراه
گم شدن تا ته تنهایی
محض.
سازکم با من گفت:
هر کجا لرزیدی
از سفر ترسیدی
تو بگو از ته دل
من خدا را دارم...
من و سازم چندیست
که فقط با اوییم....
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۳:۲۱ ق.ظ توسط پری
|