مرگ نرگس

 

 

 

      وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفته

و از جویبار خواهش کردند برای گریستن بآنها

چند قطره آب وام دهد.

        جویبار آهی کشید و گفت:

        بدرجه ای نرگس را دوست میداشتم که اگر

تمام آبهای من به اشک مبدل شده و آنها را بر مرگ

نرگس بپاشم باز کم است.

        گلها گفتند راست میگوئی _ چگونه ممکن

بود با آنهمه زیبائی نرگس را دوست نداشت؟!

 

        جویبار پرسید :

        مگر نرگس زیبا بود؟!

        گلها گفتند:

        توئی که نرگس غالبا خم شده صورت زیبای

خود را در آبهای شفاف تو تماشا میکرد باید بهتر از

هر کس بدانی که نرگس زیبا بود!

        جویبار گفت:

        من نرگس را برای این دوست میداشتم

وقتی خم شده و بمن نگاه میکرد میتوانستم زیبائی

خود را در چشمان او تماشا کنم!