مرگ نرگس
وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفته
و از جویبار خواهش کردند برای گریستن بآنها
چند قطره آب وام دهد.
جویبار آهی کشید و گفت:
بدرجه ای نرگس را دوست میداشتم که اگر
تمام آبهای من به اشک مبدل شده و آنها را بر مرگ
نرگس بپاشم باز کم است.
گلها گفتند راست میگوئی _ چگونه ممکن
بود با آنهمه زیبائی نرگس را دوست نداشت؟!
جویبار پرسید :
مگر نرگس زیبا بود؟!
گلها گفتند:
توئی که نرگس غالبا خم شده صورت زیبای
خود را در آبهای شفاف تو تماشا میکرد باید بهتر از
هر کس بدانی که نرگس زیبا بود!
جویبار گفت:
من نرگس را برای این دوست میداشتم
وقتی خم شده و بمن نگاه میکرد میتوانستم زیبائی
خود را در چشمان او تماشا کنم!
+ نوشته شده در شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۵ ب.ظ توسط پری
|